سه‌شنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۵

یاشاسین احمد باطبی

عزیز گارداشیم آنادان اولان گونین مبارک اولسون

هنوزاولین دیدارم با احمد باطبی جلوی چشامه
خیلی دوستش دارم واقعا یه انسان کامله
با این که مدت کمیه می شناسمش ولی چنان با هم راحت و صمیمی هستیم
که انگار هزاران سال است می شناسمش
چند روز پیش تولدش بود که به دلایلی نشد بهش تبریک بگم
ولی حداقل افتخار این نصیبم شده که امروز تولدش رو بهش تبریک بگم
احمد خیلی سختی کشیدی ، زندان ها دیدی ، شکنجه ها دیدی
روز های خوش زندگیت رو در حبس و بند رژیم گذروندی
الان هم که الانه فکر نکنم افکار گذشته تو رو راحت بذارن
احمد از ته دل دوستت دارم و امیدوارم که سالهای سال زنده باشی
آزادی زندگی کنی و همیشه در کنار خانواده مهربانت شاد باشی
دوست و بر دار عزیزم شرمنده که تولدت را دیر تبریگ می گویم
این اولین تولد تو بعد از چندین سال است که بیرون از زندان هستی
دوستانی که می خوان تولد احمد رو بهش تبریک بگن توی کامنت دونی پیام بذارن
من همه پیام های شما رو به دست احمد می رسونم
احمد جان اینم پیام آقای مهدی سهرابی
احمد جان ، من چيز زيادي از تو نمي دونم . همين قدر مي دونم که برام عزيزي ؛ چون به خاطر ِ باورهات ، بهاي ِ سنگيني پرداختي . اصل ِ ماجرا همينه که ما حاضر باشيم برا حرف و باورمون بهايي هم بپردازيم . مبارزه ي ِ بدون ِ هزينه ، يعني کشک . بابک مي گه تولّدته . پس مبارک باشه . آزاد باشي ؛ شاد باشي ؛ و خوب زندگي کني . اين آرزوي ِ من واسه هر ايرانيه . تو که جاي ِ خود داري ! هزار سال ببينمت !
هومت عزیز برات نوشته
درود بر شما گراميم
احمد جان تولدت نيكو باد
ما مردم ايران بايد اين روز را بخاطر اينكه خداوند شما را بهمان هديه كرده است جشن بگيريم
پايدار باشيد بدرود
رضا جان برات نوشته
drod
tavalodat mobarak aziz
hamisheh zendeh bashi
zendeh bad azadi

دوشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۵

آذری یا تورکی ؟

با سلام و احترام
پدربزرگ مرحوم بنده که نه ضیاء گؤگ‌آلپ را می‌شناخت، نه نسیمی سیاسی از آنکارا و استانبول به وی وزیده بود، نه از حرکتهای سیاسی-اجتماعی باکو تأثیر پذیرفته‌بود و نه یاوه‌گوئیهای احمد کسروی، عنایت‌ا... رضا، پرویز ورجاوند، کاوه بیات و ... در وی تأثیر منفی گذارده بود، هیچوقت نگفت که ما "آذری" هستیم.
ایشان هر زمان که لازم می‌شد به هویت و زبان مادری ما آذربایجانیها اشاره کنند، از عبارات "تورک" و "زبان تورکی" استفاده می‌کردند؛ که از اجداد خود به ایشان رسیده‌بود.
تعجب من از این است که چرا برخی اصرار دارند که ما را "آذری زبان" خطاب کنند؟ در حالیکه ما خودمان را تورک می‌دانیم.
اگر منظور ایشان تخفیف دادن به کلمه آذربایجان است، پس چرا فارس را فاری، اصفهانی را اصی، دلیجانی را دلی، رفسنجانی را رفی، کرمانی را کری، خراسانی را خری و ... نمی‌نامند؟
یادآوری میشود که این اصطلاح جعلی تقریباً از زمان احمد کسروی در کشور رایج شده است و از آن زمان به بعد به وفور در کتب، نشریات، رادیو و تلویزیون، محافل آکادمیک و غیر آکادمیک و ... استفاده می‌شود. در حالیکه احمد کسروی نزد پروفسور هشترودی از کرده خود ابراز ندامت نموده است. اما ندامت ایشان جائی بطور رسمی و علنی اعلام نمی‌شود.
لذا شایسته است از تعصبات کورکورانه اجتناب کنیم و به فرهنگ یکدیگر احترام بگذاریم.

با احترام مجدد
مهدی نعیمی 7/3/1385

پنجشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۸۵

بازتاب وقایع آذربایجان

خبر های از وقایع چند روز اخیر در آذربایجان و واکنش آنها در رسانه های مختلف
از سایت خبری انتخاب
از سایت ها و وبلاگ

سه‌شنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۸۵

اینجا تبریز است




اخبار کوتاه یک

بدنبال اعتراضات دانشجويان و مردم در اروميه و تصرف دفتر نمايندگي روزنامه ايران در اروميه شهر اروميه به حالت نظامي درآمده و نيروهاي واکنش سريع سپاه در شهر مستقر شده اند تا ساعت بيست و دو روز سه شنبه آمارهاي غير رسمي از مجروح شدن 45 نفر با گلوله هاي پلاستيکي خبر ميدهد

تا ساعت بيست و دو امشب خبر از اشغال استانداري اروميه به توسط دانشجويان و مردم خشمگين ميدهد در منطقه مرکز اروميه دانشجويان در حالي که نقاب بروي صورت خود بسته اند شعارهاي ملي ميهني به زبان آذري مي دهند . نامدار يکي از مسئولان شوراي شهر اروميه در حاليکه مردم را به آرامش فرامي خواند نيروهاي سپاه و نيروي انتظامي به ضرب گلوله هاي اشک آور و پلاستيکي در حال متفرق کردن مردم هستند .

بنا به گفته يکي از دانشجويان از منطقه کاشلني اروميه شنيده ها حاکي از آن است در اعتراضات امشب دو نفر کشته شده اند . در منطقه کاشاني اروميه نيروهاي سپاه اقدام به گشودن اتش مستقيم بروي مردم نموده اند

یاشاسین آذربایجان

خبرهای مربوط به اعتراض وتظاهرات هم میهنان ترک و تبریزی و توهین روزنامه ایران
فرمانده انتظامي‌ آذربايجان شرقي هشدار داد:
با كساني كه امنيت شهر را بر هم بزنند به شدت برخورد مي‌كنيم
خبرهای ویژه
بنا براخباررسیده از تبریز،پس ازتظاهرات چند هزارنفری مردم تبریز دراعتراض به چاپ کاریکاتوری توهین آمیزدر روزنامه ایران، حدود 200 نفر بازداشت وبه مقرسپاه درجاده مرند ( جاده سنتو) منتقل شده اند.
اکثرفعالین سیاسی و روزنامه نگاران فعال درچهارچوب حرکت ملی آذربایجان نیز توسط اداره اطلاعات تبریزدستگیرشده و مکان نامعلومی انتقال یافته اند
از سایت ها و وبلاگ های محلی
از سایت بایبک
از خبرگزاری مهر
دادستان کل کشور با محکوم کردن اهانت روزنامه ایران به برخی هموطنان اعلام کرد: این مسئله از طریق وزارت ارشاد و هیات نظارت و نیز از طریق دادسری تهران پیگیری شود
معاون دادستان تهران و سرپرست مجتمع قضایی کارکنان دولت از صدور قرار بازداشت موقت برای دو نفر از عوامل درج مطلب توهین آمیز در روزنامه ایران خبر داد و گفت: این دو نفر پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند.
جلسه ویژه کمیسیون امنیت ملی با حضور وزرای اطلاعات و ارشاد
انتشار کاریکاتور عمدی نبوده ولی به قانون احترام می گذاریم / بیش از همیشه نیاز به همدلی و همفکری داریم
توقیف موقت روزنامه ایران
اجازه ندهیم احساسات اقوام جریحه دارشود/ مسئولان با خاطیان برخورد کنند
هشدارهای لازم به حد کافی داده شد و قضیه باید خاتمه یافته تلقی شود/ اجازه ندهیم احساسات اقوام جریحه دارشود
بیش از همیشه به اتحاد و انسجام ملی نیازمندیم
نماینده مرند و جلفا به چاپ مطلبی در یکی از روزنامه ها انتقاد کرد
ملت ایران با هوشیاری توطئه ها را در نطفه خفه می کنند/ اقلیت های دینی رافت جمهوری اسلامی را حس کرده و آزادانه زندگی می کنند
از سایت خبری بازتاب
از سایت های خبری
خبرگزاري فارس: رييس شوراي امنيت كشور تاكيد كرد: جسارت به هموطنان آذري‌، قابل تحمل نيست و ابراز احساسات نسبت به اين حادثه را درست و واكنش مردم را به حوادث اخير در راستاي وحدت و عزت ملي مي‌دانيم

یکشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۵

فیض مهدوی در کنارت هستیم

فراموش نکرده بودم که او نیز همانند من انسان است
فراموش نکرده بودم که او نیز حق دارد آزادنه فکر و زندگی کند
فراموش نکرده بودم که او یک مبارز است
فراموش نکرده بودم که او آزاد است از هر حزب یا سازمانی طرفداری کند
می دانستم که او در چنگال یک رژیم خونخوار در بند است
می دانستم که روز سه شنبه او را اعدام خواهند کرد
می دانستم که اعدام او مرگ آزادی و انسانیت بود
پس سکوت نکردم
با صدای بلند ندای آزادی سر دادم
و خواهان آزادی فیض مهدوی شدم
حال که می بینم او 26 اردیبشهت در کنار ماست
احساس غرور می کنم
احساس بزرگی به من دست می دهد
ولی الله این را بدان که ما همیشه در کنار تو خواهیم بود
تا تو و بقیه زندانیان سیاسی به آزادی کامل برسید
این پیروزی را به همه عزیزانی که زحمت کشیدند تبریک می گویم
همیشه سربلند و پیروز باشید


ای حکومت خونخوار بدان که تا آزادی کامل وی سکوت نخواهیم کرد

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۵

احمد سراجی


آیا زمان آن نرسیده مخالفان جمهوری اسلامی از غالب خود بیرون آیند و برای نجات یک زندانی سیاسی تلاش کنند.
منصور یادگاری - گزارش بقدری تکان دهنده و غم انگیز است که نمی دانم از کجا شروع کنم صحبت از سرنوشت هفتادمیلیون ایرانی نیست که به نحوی خودمان را توجیه کنیم که شرایط مساعد نیست و هزاران دلیل و منطق بیاوریم بلکه صحبت از یک نفر زندانی سیاسی است که تا قبل از خروج از زندان عکس او را در وب سایتها و وبلاگ های خود قرار می دادیم و از شرایط جسمانی او در زندانها و سیاه چال های جمهوری اسلامی اظهار نگرانی می کردیم این فرد مبارز و به نوبه خود قهرمان کسی نیست جز احمد سراجی وبلاگ نویس که تحت شکنجه های فراوان مشقات فراوانی را به خاطر آزادی من و تو متحمل شد او 5 ماه پیش توانست بدون گذرنامه و بصورت قاچاق از کشور خارج شود و به ترکیه بیاید. احمد سراجی بعد از ورود به ترکیه توسط خیلی از رادیوهای ایرانی و یا وابسته به کشورهای خارجی مورد مصاحبه قرار گرفت و متأسفانه طبق معمول خیلی زود به فراموشی سپرده شد. آیا به راستی فعالان سیاسی زندانی ما فقط تا زمانی که در زندان هستند برای ما مهم اند؟ اگراینگونه نیست کو دست گرمی که دست سراجی را بفشارد و به او کمک کند.
چطور تا زمانیکه در زندان بود از شرایط جسمی او نگران بودیم ولی امروز که وی در با تنی زخمی و رنجور در خیابانهای ترکیه مجبور است برای بدست آوردن لقمه نانی مشقات فراوانی بکشد آسوده خاطریم و با وجدان راحت سر بر بالین می گذاریم.
آیا مبارزان ما فکر می کنند فقط زمانی می توان به خلق ، ملت ، مردم چه میدانم با چه ایدئولوژی به انسانها نگاه می کنیم و انسانها را چه می نامیم که در کشور به قدرت برسیم؟ کمک کرد
آیا این درست است؟
مبارزی که خود را صرف آرامش و آزادی و آسایش ملت خودکرده تحت هر شرایطی می کوشد به انسانها کمک کند! که اگر غیر این باشد به آن شخص نمی توان گفت مبارز و به راهی که می رود هم نمی توان گفت مبارزه.
دوستان عزیز ، هموطنان محترم ، آزادیخواهان ، فرمانده هان سیاسی ایران احمد سراجی به کمک نیاز دارد و زمان آنست که همه آنهایی که به فریاد آزادیخواهی و اعتراض او به رژیم احترام می گذارند به وظیفه تاریخی خود در قبال او عمل نمایند تا شاید این اقدام باب خیری شود تا ما ایرانیان مخصوصاً در قربت به داد هم برسیم.
احمدسراجی امروز نیازمند کمک مالی است تا بتواند خود را به یک کشور اروپایی برساند.
دوستانی که تمایل دارند به این آزادیخواه شکنجه شده و بی سرنوشت کمک کنند می توانند با این شماره بطور مستقیم با احمدسراجی صحبت کنند.
احمد سراجی را بهتر بشناسید
0090 53 83 44 31 70

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۵

تلوزیون ما


موسيقي محلي را هم از مردم دريغ كرده ايد !
آذربايجاني ها ، كردها ، تركمن ها ، عرب زبان ها از موسقي محلي و سنتي خودشان كه چند هزار سال است با ان حال و هوا داشته اند خوششان مي آيد تمام دنيا موسيقي دارند ما كه كشورمان گاهواره موسيقي است موسيقي نداريم .
راديو و تلوزيون ما سراسر صحبت ، بحث ، نوحه سرایی و عزاداري است . باور كنيد هر تلوزيون دنيا را نگاه مي كنيد شادي و موسيقي و اميد است اينجا راديو و تلوزيون هميشه در حال سخنراني است . تلوزيون كشور همسايه از فرصت استفاده مي كند . عاشيق ها را جلوي دوربين مي آورد توجه مردم آذربايجان ما را جلب مي كند با استفاده از اين ترفند تبليغات آغاز مي شود .در مقابل ما تبليغات موثري نداريم . مردم آذربايجان و حداقل نسل جوان ما گذشته خود را به خوبي نمي شناسند. نمي دانند بر اين سرزمين چه گذشته است .

آذربايجان تا دنيا بوده از ايران بوده

نمي دانند آذربايجان تا دنيا بوده از ايران بوده ، راديو تلوزيون گفتارهايي در اين خصوص ندارد. كساني را ندارد در اين امور خبره باشند . اين نغمه هاي ناموزون بايد به وسيله رسانه ها خاموش شود اما راديو و تلوزيون ، فلسطين و عراق و افغانستان را مقدم مي شمارد . صدها استاد و محقق آگاه هستند كه تلوزيون از وجودشان خبر ندارد . اگر هم به سراغشان مي رود و مي خواهد گفته هايشان را در چارچوب نظرات و عقايد خودش قرار دهد و هر جا را كه متوجه نشد آنها چه مي گويند سانسور مي كند و دور مي ريزد .
من سنم کفاف نمی کند با نقل قول های که شنیدم می گم یادش بخییر چه روزهای و چه ایامی بود پیر و جوان همه دلخوش بودن با تمام مشکلاتی که داشتن خنده رو از یاد نمی بردن چون با هم می نشستن می گفتن و می زدن و می رقصیدن ولی حالا چی تا یه جا جمع می شی می گن آقا تجمع درست نکن تو داری آشوب به پا می کنی میری می شینی خونه تلوزیون رو که روشن می کنی می بینی یه حاج آقا نشسته می گه بسم الله الرحمن الرحیم برادران و خواهران من توجه کنید ... اینم میشه دلخوشی ما