جمعه، تیر ۰۲، ۱۳۸۵

پنجشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۵

قلعه بابک





همایش میلیونی بزرگداشت بابک خرمدین
مکان : آذربایجان شرقی ، شهر کلیبر ، قلعه بابک
زمان : 15 و 16 تیرماه سال 1385

چهارشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۵

حمایت می کنم

گفته بودی می روی
می روی تا خواسته ات را، این کمترین آرزویت را، فریاد بزنی
می روی تا بغض فروخورده سالیانت را باز هم در گلو بشکنی

گفته بودم خسته ام
از خواستن
از فریاد
از بغض
از آرزوها خسته ام

رفتی و از دیروز چشم به راهت نشسته ام
اکنون اما
از انتظار خسته ام

می آیم
از پی ات
می آیم ...

جمعه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۵

دفاع از مردم آذربایجان

بیانیه زندانیان سیاسی در دفاع از مردم آذربایجان
به نام حقوق بشر
از زندانیان سیاسی حمایت میکنیم
در کشور ما نزدیک به سه ده میباشد که به نام انقلاب دادگاه های امنیتی به پا گردیده تا به درو از چشم مردم و نظارت نهاد های حقوقی داخلی و بین المللی و مستقل از اداره حکومت و بدون حضور وکیل و هیئت منصفه ،شهروندان آزادی خواه و حق طلب را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و انواع اتهامات واهی به احکام سنگین محکوم و درشعبه های قضایی به بدترین شکل های ممکن حقوق انسانیشان را سلاخی میکنند.
این اقدام ضد حقوق بشری نه محدود به سالهای 57 ، 58 ، 59 بوده . بلکه امروز که در سال 85 به سر میبریم پرشتاب تر از گذشته ادامه یافته وما امضا کنندگان از جمله قربانیان این قطار هستیم . حدود سه هفته گذشته قربانیان دیگری از این قطار ...
مطامع محدودی از آخوند ها حاکم قدرت طلب ، توسط همین بی دادگاه های انقلاب به مسلخ فرستاده شده اند و هزاران تن از هموطنان آذری در استان های آذربایجان شرقی و غربی ، اردبیل ،زنجان ،تهران وسایر نقاط ایران توسط دستگاههای قضایی ، پلیس نظامی و امنیتی سرکوب و تحویل بازداشت گاه ها و زندان های مخفی و آشکار گردیده اند تا توسط بی دادگا های انقلاب سلاخی شوند .در صورتی که تعداد بی شماری از هموطنان در سیستان و بلوچستان و کردستان به همین سرنوشت دچار هستندو هر روز خبر محکومیت سنگین و یا خبر اعدام آنها را میشنویم .
و ما وظیفه خود میدانیم که از حقوق همه قومیت های ایرانی به ویژه زندانی های سیاسی آذربایجان ،عرب زبان ، بلوچ ،کرد و غیره حمایت کرده و از نهادهای حق بشری بخواهیم برای آزادی آنها و رسیدگی به وضعیت اسف ناکشان تلاش بیشتری انجام دهند . هرچندکه خود در وضعیت خرابی به سر میبریم اما حمایت از زندانی های وظلوم آذری زبان را وظیفه حتمی به حساب بیاوریم .ما زندانیان سیاسی قربانیان رژیمی هستیم که به خود اجازه میدهد در باره حقوق بشر در کشور های مترقی اظهار نظر غیر واقع بنماید .اما اگر کسی بخواهد به او بگوید که چرا با وجود گذشت نزدیک به سه دهه از انقلاب . ماشین اعدام و سرکوب محاکمه نا عادلانه دانشجویان ،روزنامه نگاران ،مبارزان سیاسی ، احزاب ، فعالان کارگری ،فرهنگیان ،اقلیتهای دینی مانند دراویش و بهائیان ،اساتید دانشگاه ها ، وکلای دادگستری ، اصناف مختلف و اخیرا قومیت ها را متوقف نمیکنید عصبانی میشوید و به فحاشی روی می آورند .
در این حال این رژیم دست به ترفند های مزدورانه میزند و در شرایطی که فرمان سرکوب قومیت بزرگ آذری را صادر کرده است .برای برخی از روزنامه نگاران و فعالین حقوق بشری که وجه عمومی پیدا کرده اند زمینه فعالیت محدود وکنترل شده را به وجود می آورد تا ضمن اینکه از دیدگاه های خاص سیاسی آنها درپرونده هسته ای به نفع خود بهره برداری کند چنین وانمود نماید که رژیم طرفدار آزادی بیان و حقوق بشر است .در همین زمان برای هفت تن از شهروندان اهوازی حکم محاربه یعنی همان اعدام صادر میکند .در صورتی که حتی از اعلام عمومی این حکم وحشت دارند . بدیهی است که نهاد های مدافع حقوق بشر و مجامع نباید برای معامله در پرونده اتمی ایران دست این رژیم را برای سرکوب و شکنجه و اعدام باز بگذارد .
گروهی از زندانیان سیاسی در زندان اوین ، رجایی شهر و بندر عباس .
حشمت الله طبرزدی
منوچهر محمدی
خالد هردانی
بهروز جاوید تهرانی
ارژنگ داودی
مهرداد لهراسبی
ولی الله فیض مهدوی
امیر حشمت ساران
اسد شقاقی
شهرام پور منصور
محسن درستکار
جعفر اقدامی
ابراهیم مومنی
حجت بختیاری
شاهین آریانژاد
عبدالرضا رجبی
خلیل شالچی

عابد توانچه و یاشار قاجار

عابد توانچه و یاشار قاجار باید آزاد گردند

در پی اعتراضات دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف تهران عابد توانچه و یاشار قاجار از روز پنجم خرداد ماه توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ربوده شده‌اند و هم اکنون در زندان اوین و در بند حفاظت اطلاعات سپاه قرار دارند و حال جسمی و روحی هر دو کاملا وخیم گزارش شده است.
بند حفاظت اطلاعات سپاه در زندان اوین حتی از اولین حقوق یک زندانی خالی است و در حال حاضر عابد توانچه و یاشار قاچار با بازجویی های چند ساعته برای پذیرش اتفاقات دانشجویی و اعتراف گرفتن زیر شکنجه در این بند قرار دارند.
عابد توانچه وبلاگ نویس شجاعی است که در وبلاگ خود "به نام انسان، عدالت و حقیقت" تمامی اتفاقاتی که در سطح دانشگاه می‌افتاده را منعکس می‌کرده و نقش به سزایی در شکستن سانسور رژیم در وقایع اخیر کوی دانشگاه تهران و اخبار دانشگاه امیر کبیر داشته است.
کانون وبلاگ نویسان ایران (پن‌لاگ) نگرانی شدید خود را از وضعیت عابد توانچه و یاشار قاجار اعلام می‌دارد و خواستار آزادی بی قید و شرط این بازداشت شدگان هست.
لینک مطلب

سه‌شنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۵

دانشجوی ایرانی

هم مهينان عزيز دانشجويان و جوانان يک مملکت سرمايه ها و آينده سازان آن مملکت هستند با امضا کردن طومار آزادي براي دانشجويان زنداني شده ، نگذاريم که سرمايه هاي ايران از بين بروند ، اين سرزمين به جوانان و دانشجويان خود نياز دارد دست به دست هم دهيم و نگذاريم که با سرکوب و سانسور اين سرمايه ها را از بين ببرند http://www.petitiononline.com/pirozi/petition.html

دوشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۵

آذربایجان دا اینقلاب اولموش

منصور یادگاری در جواب شعری که سایت عصر نو منتشر کرده بود نوشته است
آذربایجان دا اینقلاب اولموش ، دونیا دا بونو یای میش
فارس هموطن سورموشدون نه خبر دیر؟
کول باشوا اولموش خبرین یخ!
آذربایجان دا اینقلاب اولموش ، دونیا دا بونو یای میش
ای هیتلر دوم خبرین یوخ!
دونیا تازا بیل میش
که ایران سادجه فارس دئیل میش
ای اس اس بدبخت خبرین یوخ!
من ترکم و سن فارس ایران داها یوخدور خبرین یوخ!
توسری ویردون بنه سن اما دالیسینان خبرین یوخ!
بیرگون سنی ایران جیراجاخدیر خبرین یوخ!
کوردن تا بلوچا ترکدن تا عربه حق الاجاخلار
بیر سن گالاجاخسان بیر حوض علی آی بچارا خبرین یوخ!
من منصورم آما کی اولدوم بابک آلارام حقیم من خبرین یوخ!
ناز شصته ترکها بنگر که می آید صدایش از هاتبرد و ترک سات وتل استارش
تو بدبخت دروازه هایت باز است
افتخار آذریها بی پایان است
سنن ایران رژیمی ال اله وردیز آمما یاناجاق تبریزدکی آتش
آذری قوتلار سنی بعله جیرسین یاماخ تاپی یاسان خبرین یوخ!
دونیا سنه تای هیتلری جیردی شیمدی اذریلر سنی جیرسین خبرین یوخ!
اگر تو شاعری من بچه شیرم خبرین یوخ!
آلارام حق برابر خبرین یوخ!
توضیح:
از انجائی که برای اولین بار قلم به زبان ترکی بر کاغذ گذاشتم امیدوارم هموطنان ترک اذری اشتباهات املائی این شعر را اصلاح کنند.
ب- این شعر پاسخی بود به عصر نو دیکتاتوری ایران با همان لحنی که عصر نو فاشیست با ان شاعر پشیز منتشر کرده بود حساب فارسهای غیرنژادپرست از این مطلب سواست. خبرین یوخ!

نه خبر دیر؟

این شعر از سایت عصر نو هست نمی دونم در مقابلش باید چی بنویسم ولی شعر رو می ذارم تو وبلاگ تا شما هم بخونین و خودتون قضاوت کنین
شعری از مولانا حنظله بادگلویی
نه خبر دیر؟

هموطن ترک آذری! نه خبر دیر؟
گشته شعارت «برابری»! نه خبر دیر؟
رفته ز یادت کزین شعار چه آمد
بر سرت ای ترک آذری؟! نه خبر دیر؟
رفته ز یادت کزین مطامع بیجا
پیشه وری گشت یک‌وری! نه خبر دیر؟
گر که تو را رو دهند، می‌کنی آخر
جنبش خود را سراسری! نه خبر دیر؟
ما که ستودیم نقش باقر و ستار
وآنهمه رزم و دلاوری. نه خبر دیر؟
ما که ستودیم طعم کوفته‌ات را
کوفت چو کردیم و پرخوری. نه خبر دیر؟
ما که نشاندیم در کنار رجالت
در صف مردان لشکری. نه خبر دیر؟
صحبت «آنا دیلی» چرا و چرا این
بحث زبانهای مادری؟ نه خبر دیر؟
گر که زبان تو مادری‌ست، به خانه
با ننه‌ات کن سخنوری! نه خبر دیر؟
داخل خانه، «آنا دیلی» ست زبانت
داری در خانه سروری. نه خبر دیر؟
لیک چو بیرون ز خانه پای نهادی
لفظ تو باید شود دری! نه خبر دیر؟
جان من، این «فارسی بیلمیرم» ببر از یاد
ورنه خوری چند توسری! نه خبر دیر؟
جای «برادر» اگر بگوئی «قارداش»
صاف برندت کلانتری! نه خبر دیر؟
جای «چورک»، نان بگوی و جای «ایکی»، دو
تا بدهندت دو بربری. نه خبر دیر؟

خر بُوَد «ایشّک»، توسّعاً ملا نیز
گاه بُوَد شخص رهبری. نه خبر دیر؟
فنّ بیان سخت لازم است که روزی
«قم» نکنی «گم» به سرسری! نه خبر دیر؟
نیز به «قاری» اگر که «گاری» گوئی
طرد کند چون تو مشتری. نه خبر دیر؟
خنده ی گهگاه نیست خنده ی قهقاه
نیست فزونی چو کمتری. نه خبر دیر؟
الغرض ای هموطن، تو نیز کمابیش
همچو منی روز داوری. نه خبر دیر؟
همچو منی از لحاظ قامت و قدّت
نیز به چاقیّ و لاغری. نه خبر دیر؟
گیرم یکچند بوده است زبانت
بسته به بندِ ستمگری! نه خبر دیر؟
من سنه قوربان، دگر به این «آنادیلی»
پیله نکن، ترک آذری! نه خبر دیر؟


نام چنین شعر هست طنز، برادر!
طنز بدان این دری‌وری! نه خبر دیر؟
گو ز من امّا به شاعری که سرودش (!):
طرف نبندی ز شاعری! نه خبر دیر؟
این «نه خبر دیر» در آخر همه ابیات
گاه چه بی‌ربط آوری! نه خبر دیر؟
شاعر شعر دری به مملکت پارس
یافت نگردد بدین خری! نه خبر دیر؟

28/5/2006
لینک مطلب

یکشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۸۵