پنجشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۸۷

حمايت از روناك صفازاده و هانا عبدي



هشت نیروی امنیتی در تاریخ سوم مهر ماه سال هشتاد و شش ، روناک صفازاده ، بیست و یک ساله ، فعال حقوق زنان را هنگامی که وی در حال ترک خانه برای رفتن به محل کارش درسنندج بود بازداشت کردند . مسئولین دادگاه هیجده روز پس از تاریخ بازداشت به خانواده اش اطلاع دادند که آنها قرار بازداشت موقت وی را برای یک ماه بیشتر تمدید کرده اند . خانواده صفازاده تا کنون قادر به ملاقات وی نشده اند و همچنین دادگاه اجازه بررسی پرونده را به وکلایی نداده است که حاضر شدند به صورت داوطلب نمایندگی حقوقی پرونده وی را بر عهده گیرند.
همچنین ، هفت مامور ، هانا عبدی ، دیگر مدافع حقوق زنان را پس از خروج وی از خانه پدربزرگش در تاریخ یازدهم مهر ماه سال هشتاد و شش در سنندج بازداشت کردند.

هانا عبدی و روناک صفازاده هر دو عضو انجمن زنان کردستان " آذرمهر " هستند . این انجمن در زمینه برگزاری کارگاه های ظرفیت سازی و همچنین فعالیت های ورزشی برای زنان در شهر سنندج و دیگر نقاط استان کردستان فعالیت می کند . آنها همچنین در کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین ناعادلانه جنسیتی فعال بودند . پس از گذشت ماه ها ، هم چنان این دو فعال در زندان به سر می برند و این در حالی است که به نقل از مادر روناک ، او بیمار است و در شرایط جسمی و روحی مساعدی قرار ندارد و خانواده ی هانا نیز به شدت نگران شرایط او هستند . ما جمعی از فعالین حقوق بشر ، فعالین عرصه های سیاسی ، کارگری ، اجتماعی و زنان در ایران و خارج از ایران ، ضمن محکوم کردن هر گونه تعلیق ، اخراج ، دستگیری و پیگرد دانشجویان و فعالین سیاسی ، زنان ، کارگری و اجتماعی ، خواهان آزادی فوری و بدون و قید و شرط آنان هستیم و از روناک صفازاده و هانا عبدی تا آزادیشان و بازگشتشان به آغوش خانواده حمایت می کنیم .

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۷

ترياك

والا آقا دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ آ

آب گرون نون گرون و برق گرون
خمیر گرون و ماست گرون
کشک گرون سنگ نمک و پنیر گرون

مثل گمشده ها گم و گیج و مستیم
داریم به ساز این دنیا میرقصیم
داریم به ساز این دنیا میرقصیم
اوضاءقاراشمیشه
رقاصه درویشه
بزن و بکوب حالا تو
خود جزیرهء کیشه
آره اوضاع شلم شورباست
عجب ولوله ای برپاست
دنبال یه لقمهء نون
تا بوق سگ دعواست
دعوا سر لحاف ملاست

یدونه نون لواش صد تومن
یه چای قند پهلو صد تومن
تو خوابم نبینی باقلوا
چهارتا برگ هلو صد تومن
چهارتا برگ هلو صد تومن

آش شله قلمکاره
وزیره کاره بیکاره
سر پست وزیر فرهنگ
شخص نونوا و نجاره
کار نونوا کار نجار
خودش یه عالمه کاره
خودش یه عالمه کاره
بازم حرف توپ و تانکه
حرف ژنرال بی باکه
اونوقت ما استراتیژمون
پای منقل تریاکه

آش شله قلمکاره
صاحب تاکسیه تیمساره
این آقا دکه بنزینیه
وزیر نفت درباره
هر چی میرز بنویس و دیلماج بود
حالا سفیر و کارداره
حالا سفیر و کارداره

میگن کار کاره این روساست
گمونم کاره انگلیساست
زیر آستینشون دست
ناپلئون بناپارت پیداست

اوضاع هشل هفته
دعوا سر نفته
سر نخ این اوضاع
از دست ما در رفته
آره مزد یه ماه سگ دو
تمومه ته هفته
فقط میمونه چک و سفته

سناریو چه غمناکه
همه بحثا پیش دلاکه
حالا شاخ در میاره آدم
هملت سلطان راکه

اوضاع قمر در عقربه
جون کندنه تا نصفه شبه
بالا که بری ماست کیسه سو
پائین که بیای دوغ عربه
اوضاع قمر در عقربه
جون کندنه تا نصفه شبه
بالا که بری ماست کیسه سو
پائین که بیای دوغ عربه
قرض قوله و رهن و طلبه

آشه شله قلمکاره
وزیر بهداری بیماره
اصا" شاهکاره این اوضاع
زندونا پر شهرداره
وزیر دارائیه سابق
به کل شهر بدهکاره

یه چای تو نعلبکی صد تومن
یه دوغه الکی صد تومن
تو خوابم نبینی باقلوا
یه نصفه سنگکی صد تومن
آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته
آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته
آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته
آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته
سر هر کار که بری آقازادهی خوده رئیسه
رد پاشو که بگیری هر چی پوله تو بانکه سوئیسه
هر چی پوله تو بانکه سوئیسه
سر هر کار که بری آقازادهی خوده رئیسه
رد پاشو که بگیری هر چی پوله تو بانکه سوئیسه
هر چی پوله تو بانکه سوئیسه

والا آقا دروغ چرا همه رو گفتی الا دو سه تا