شنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۷

سرخ تر ، سرخ تر از بابک باش

روح بابک در تو

در من هست

مهراس از خون یارانت ، زرد مشو

پنجه در خون زن و بر چهره بکش

مثل بابک باش

نه

سرخ تر ،‌ سرخ تر از بابک باش

دشمن گرچه خون می ریزد

ولی از جوشش خون می ترسد

مثل خون باش

بجوش

شهر باید یکسر

بابکستان بگردد

تا که دشمن در خون غرق شود

وین خراب آباد

از جغد شود پک

و گلستان گردد

شعر زیبایی از خسرو گلسرخی
1- قمارعاشقانه بلاخره با نوشته های عاشقانه دوست عزیزمون مدیار بروز شده و خواهد شد چند وقتی مشکلی برای وبلاگ پیش اومده بود که بهش دسترسی نداشت ولی امیدوارم همیشه شاد و سربلند به نوشتن در این وب لاگ ادامه بده ، و به قول خودش چقدر تلخه نداشتن وبلاگ !
2- گویا واقعیت های تلخی که به دلایل واهی در مقابل آنها سکوت کرده ایم همچنان مخفی مانده و در حال رقم زدن آینده ای تلخی برای ایران و ماها هستن :
آیا مشکل ما جمهوری اسلامی هست یا وجود تفکرات باطلی که ایران را به فنا کشیده است ؟
آیا مشکل ما جمهوری اسلامی هست یا نقض حقوق بشر در حاکمیت کنونی ؟
آیا مشکل ما جمهوری اسلامی هست یا نداشتن آزادی بیان ؟
مشکل ما نبود صداقت در حاکمیت ، سیاستمدارن و جامعه هست !
مشکل ما نبود عدالت بین تمامی اشخاص هست حتی همین ملتی که سکوتشان ایران را ویران کرده است !
مشکل ما نبود شفافیت در جامعه و حاکمیت می باشد !
مشکل ما نبود آزادی بیان هست !
مشکل ما نبود و نقض حقوق بشر هست !
مشکل ما خشونت علیه زنان و کودکان هست !
حال با این تفسیر مختصر می توان گفت مخالفان حاکمیت جمهوری اسلامی ایران به راستی روشنفکر و انسان هستند ؟ با جسارت می توانم بگویم بسیاری از همین مخالفان که در قالب های مبارزان سیاسی و فعالان حقوق بشر و ... هستند خود نقض کنندگان حقوق بشر ، زنان و آزادی بیان هستند پس چگونه مبارزی هستیم که در مقابل چنین اشخاصی سکوت می کنیم ؟
روح بابک در ماست ، ایستاده ایم همچون بابک
مگر ما برای آزادی ، برابری ، عدالت ، رفاه و حقوق بشر مبارزه نمی کنیم چگونه می توانیم بگذاریم باری دیگر اشخاصی که خود صلاحیت مبارز بودن را ندارند پا پیش بگذارند ؟ همین اشخاص حقوق زنان را زیر پا می گذارند و به آنها کتک می زنند و خشونت علیه زنان استفاده می کنند ! براستی چنین کسانی می توانند در مقابل حاکمیت باطلی همچون جمهوری اسلامی بایستند ؟
کجاست ابراهیم بت شکن که بت های آزادی را در هم کوبد ؟
نمی توانیم به دلایل واهی همچون تیتر روزنامه های حاکمیت جمهوری اسلامی ، سوءاستفاده حاکمیت جمهوری اسلامی در هیچ یک از این موارد سکوت کنیم ما حقیقت می خواهیم ، عدالت می خواهیم ، آزادی می خواهیم ، شفافیت می خواهیم ، بت های آزادی ، فعال های حقوق بشر نما ، مبارزین دروغین به درد این مملکت و ما نمی خورد ! اگر قرار باشد مبارزین دروغین را انتخاب کنیم همین حاکمین کنونی بهتر از مبارزان دروغین هستن زیر که ظاهر و باطن این حاکمیت هر دو باطل و زشت هست همچون آنها نقاب به صورت ندارند !

سه‌شنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۷

برخیز ! برخیز ! که غیر از تو ، تو را دادرسی نیست !

اینجا دیگر هوای برای تنفس نیست ، هوای من آزادیست ، گرفته اند از من این نفس کشیدن را ! هوای من آبادی میهنم است ! هوای من بودن انسانیت و برابریست ! یکی گلویم را فشار می دهد ! به چه جرمی ؟ می گویند جرمت نفس کشیدن است !


چه کسي مي خواهد من و تو ما نشويم خانه اش ويران باد !
من اگر ما نشوم تنهايم !
تو اگر ما نشوي خويشتني !
من اگر برخيزم !
تو اگر برخيزي !
همه بر مي خيزند !
من اگر بنشينم !
تو اگر بنشيني !
چه کسي برخيزد ؟
چه کسي با دشمن بستيزد ؟
چه کسي پنجه در پنجه دشمن دون آويزد ؟
برخيز !
برخيز !
که غير از تو ، تو را داد رسي نيست !
گوئي همه خوابند !
کسي را به کسي نيست !
اين قافله از قافله سالار خراب است !
اينجا خبر از پيشرو و بازپسي نيست !
در عشق خوشا مرگ !
که این بودن ناب است !
وقتی همه بودن ما جز هوسی نیست !
وقتی همه بودن ما جز هوسی نیست !
آزادي و پرواز از آن خاک به اين خاک !
جز رنج سفر از قفسي تا قفسي نيست !

یکشنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۸۷

حریم خصوصی ، منطقه ممنوعه !

سخنی از وفا شنیده نشد ! نکند گوش خلق کر باشد !

ما نيازي به تمبرهاي آزادي در ايران نداريم ، نيازي به فعال نماها نداريم ، نيازي به مبارزان دروغين نداريم ، نياز ما حقيقت هست که حاکمت هم اون رو از ما گرفته ، دنبال مصلحت نيستيم ، دنبال حقيقت و آزادي هستيم

در این روز ها اتفاقاتی باعث رنجیدن دوستان شده است ، دوستانی که برای رفقای ما زحمت های بسیار کشیدن و در آخر لقب بی معرفتی را از آن خود کردند ! می نویسم شاید نوشته های من باعث آرامش خاطر این دوستان گرامی شود .

من بچه ای از شهرستانی هستم دور افتاده که هیچ گاه شعور و فهم در اینجا به اندازه تهران و اروپا ، بخصوص آمریکا نخواهد بود . پسرکی هستم از این دیار دور افتاده از شعور و فهم که در این گوشه دنیا در خیال خود می پندارم می توانم بر خلاف جریان رودهای خروشان حرکت کنم ! و می توانم رویاهای بسیار بزرگی را عملی سازم !

احمدباطبی دوست بسیار عزیز ما بلاخره بعد از پشت سر گذاشتن سختی های بسیار توانست به آمریکا ( مهد تمدن ، درک ، شعور و فهم ) برسد . در این میان وجود زنی به نام دکتر لیلی مظاهری بی تاثیر نبود . آنگونه که ما درک کردیم و شاید از درک پائین مان باشد لیلی مظاهری متقلبی هست در قالب یک فعال حقوق بشر که انسان های شریف بسیاری را به دام خود انداخته و توانسته از آنها استفاده های غیرانسانی بکند !

احمد عزیز می گفت روزگارش ، زندگیش و همه چیزش توسط این زن که لقب شیطان را به او داده بود نیست و نابود شده است ، ولی از طرفی شنیده های ما حکایت از یگانه بودن این زن به عنوان منجی عالم بشریت داشت .

حال بدون ایجاد هیچ نقطه مبهمی می خواهم بپرسم برادر ، رفیق و دوست عزیز احمد جان تو در ذهن بسیاری همان مرد مقاوم و محکمی بودی که سالها در مقابل شکنجه ها و زندان ها ایستادی و سر خم نکردی ! حال چه شده است در مقابل دزدان و انسان نماهای که اسم خود را فعال حقوق بشر و سیاسی گذاشته اند سکوت کرده ای ؟

حزب مشروطه ، سلطنت طلب ها ، مظاهری ها ، فخرآور ها و حتی پهلوی ها نمی توانند شرایط زندگی را بدتر از جمهوری اسلامی برات رقم بزنند . نتوانستم خودم را توجیه کنم که سکوت کنی زیرا زندگی تو را نابود می کنند ! نتوانستم سکوتت در مقابل ظالمانی که در پوست پیشوایان و معصومان هستند ببینم ! پیراهن خونین دستت گرفتی که چهره حاکمیتی به عظمت جمهوری اسلامی را بر ملا سازی ! ولی حال برای آشکار ساختن چهره این انسان نماها سکوت اختیار کرده ای و توان نداری ؟

بی معرفت نبودیم ! نارفیق نبودیم ! گاف ندادیم ! از پشت خنجر نزدیم ! فکر می کردی تنهایت گذاشته ایم ولی اینگونه نبوده ! تو را بجان تمام آن عزیزانی که در این سالهای سخت همیشه در کنارت بودند و تو را یاری کرد اند قسم می دهم ، این پرده ها بدر ! نگذار چشم امید من و بسیاری از آنها که تو را مبارز می دانند نا امید شود ! پرده ها را بدر ! نگذار پشت آنها انسان نماها خود را مخفی کنند ، نگذار پشت آنها ایران را ویران کنند !

حریم خصوصی تو ، زندگی شخصیت برای خودت هست و کسی نمی تواند در آن دخالت کند ! عکسی که فخر آور پخش کرد تجاوز به حریم خصوصی تو و ... بود که شخصا با تمام دیدگاه هایم مخالف چنین حرکتی بودم ! ولی پشت این عکس منفعت های خوابیده ، نگذار حریم خصوصی تو را عموم ببینند ! می دانم همه انسان ها حق زندگی کردن دارند ، حق دیسکو رفتن دارند ، حق رقصیدن ، نوشیدن و خوردن دارند ، ولی موقعیت و شرایط خود را بیشتر ببین و بسنج ! تا نتوانند اینگونه از حریم خصوصیت برای کوبیدنت استفاده کنند !

احمد جان از اپوزیسیون خارج از کشور که به قول گنجی وجود خارجی ندارد دوری کن ! ( اپوزیسون یعنی مخالف ) اپوریسون ایران هم یعنی مخالف جمهوری اسلامی ، دزدی ، جنایت ، چپاول ، غارت ، تجاوز و ... حال ببین همین اپوزیسون با خون برادر ها کاخ ها می سازند! با نام مبارزان چپاول ها میکنند ! با نام مردم دزدی می کنند ! نمی توانم تفاوتی بین جمهوری اسلامی با این اپوزیسون ببینم ! نگذار سیاست دروغین تو را محو خود کرده و نابودت کند ! مبارزی بودی که زندگیت را گذاشتی مبارز بمان ما در کنارت هستیم ! ولي سکوت بسته ديگه ، ملت شدن خسته ديگه ، آدم بهتره حرف دلش رو بگه ، تا تو سکوت از ترس بميره

ما توانستیم از انسانیت دفاع کنیم ! رویاها را عملی کنیم ! حقوق بشر را زنده نگه داریم ! آزادی بیان را عمومی کرده و از آن دفاع کنیم ! احمد آنها نتوانستد کاری بکنند ! ما از این شهرستان و دهات که فهم و شعور در آن رنگی ندارد توانستیم بگویم هنوز انسانیت ، صداقت ، عدالت زنده هست ! ولی آنها نتوانستند ! می جنگیم و مبارزه می کنیم برای همین انسانیت و صداقت و عدالتی که کم و بیش در این دیار زنده هست !

در آخر : آزیاشا ، آزاد یاشا ، انسان یاشا ( کم زندگی کن ، انسان زندگی کن ، آزاد زندگی کن ) باور کن شعار نمی دهم ! بر این اصول پایبند و زنده هستم .