یکشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۷

برای مرد تنها !

به یاد آن مرد تنها می نویسم که حرفهای نگفته اش وجود آدمی را به لرزه در می آورد و اشکها را جاری می کند

ملال ابرها و آسمان بسته و اتاق سرد
تمام روزهای ماه را
فسرده می نماید و خراب می کند
و من به یادت ای دیار روشنی کنار این دریچه ها
دلم هوای آفتاب می کند
خوشا به آب و آسمان آبی ات
به کوههای سربلند
به دشتهای پر شقایقت به دره های سایه دار
و مردمان سختکوش توده کرده رنج روی رنج
زمین پیر پایدار
هوای توست در سرم
اگر چه این سمند عمر زیر ران ناتوان من
به سوی دیگری شتاب می کند
نه آشنا نه همدمی
نه شانه ای ز دوستی که سر نهی بر آن دمی
تویی و رنج و بیم تو
تویی و بی پناهی عظیم تو
نه شهر و باغ و رود و منظرش
نه خانه ها و کوچه ها نه راه آشناست
نه این زبان گفتگو زبان دلپذیر ماست
تو و هزار درد بی دوا
تو و هزار حرف بی جواب
کجا روی ؟ به هر که رو کنی تو را جواب می کند
چراغ مرد خسته را
کسی نمی فروزد از حضور خویش
کسش به نام و نامه و پیام
نوازشی نمی دهد
اگر چه اشک نیم شب
گهی ثواب می کند
نشسته ام به بزم دوستان و سرخوشم
بگو بخند و شعر و نقل و آفرین و نوش
سخن به هر کلام وشیوهای ز عهد و از یگانگی است
به دوستی سخن ز جاودانگی ست
امان ز شیر و خیال
امان
چه ها که با من این شکسته خواب می کند
اگر چه بر دریچه ام در آستان صبح
هنوز هم ملال ابربال می کشد
ولی من ای دیار روشنی
دلم چو شامگاه توست
به سینه ام اجاق شعله خواه توست
نگفتمت دلم هوای آفتاب می کند ؟

هوای آفتاب از سیاوش کسرایی

جمعه، آبان ۰۳، ۱۳۸۷

آقای قاضی معترضم !

عدالت در زمانِ ما
معنی ِ وارونه ای دارد!
عدالت
معنی ِ وارونه و بیهوده ای دارد!
عدالت، لکّهی ننگ ِ دروغ است
عدالت، یک فریب ِ اجتماعی ست!
عدالت، یک مترسک
یک عروسک
یک لباسِ خیمه شب بازی ست!
عدالت
آلت ِ خون و قِتال است.
عدالت
آلت ِ ظلم و فَغان است.
عدالت
آلت ِ زهد و ریاکاری ست.
عدالت
آلت ِ دست ِ جهانخواری ست.
عدالت در زمانِ ما
دریغا معنی ِ وارونه ای دارد!
عدالت
ای دریغا ...
معنی ِ بیهوده ای دارد!
شعر از امیر آروین
و همانا اینجانب در محفل بزرگان قلم بلند شده و می گویم :
آقای قاضی من معترضم !
حالا باید ببینیم که قاضی محترم اعتراض بنده را وارد می داند یا رد می کند ! گویا این روزها همه چیز گروهی ، مافیایی و ... شده است حتی عدالت ، آزادی ، مبارزه و حقیقت عریان .
امیر فرشاد عزیز افشاگری بسیار مناسبی را انجام داده که از نظر شخص خودم تجاوز به حریم شخصی نیست چون همین اشخاص ( امثال حاجی گلستانی ) با همین بهانه ها بارها پرده شرافت را دریده و به حریم خصوصی افراد تجاوز کرده اند و باید بدانند که چه عواقبی در انتظار آنهاست !
گویا بیت رهبری هم شده است بیت عف بری ! هر مجرم و جانی که پایش به این بیت مقدس باز می شود مورد حمایت و عنایت خاص رهبر و دار و دسته اش قرار می گیرد .
جناب مداح آقای حلالی در بیت مداحی پرده دریده را دیدند و ریدند ! ( حرمت نگه دار برادر ! البته ما که نگفتیم در حال دیدن نیز کشیدن )
جناب سردار آقای زارعی در خانه با پرده های دریده نماز گزاردند و ریدند ! ( شرحی در وصف نماز سکسی ! ستون و اساس دین و انقلاب )
جناب معاون آقای مددی در دانشگاه در حال دریدن پرده بودن که ریدند ! ( آزادی های شخصی پا به دانشگاهها هم می گذارد ! )
و حال جناب رئیس آقای گلستانی همه نوع پرده ای را دیدند و دریدند و ریدند ! ( خدا رو شکر ناکام این دنیا را ترک نگفتم حداقل امام جماعت لخت و سکسی هم دیدم )
خوب در مقابل آقایان مبارزان :
یکی دختران و زنان را بازی می دهد و از آنها به هر نحوی استفاده و یا سوءاستفاده می کند ! ( یکی پیدا شد برابری بین زن و مرد را رعایت کند
یکی با دستان توانمندش دست روی زن بلند می کند ! ( بی خیال شو برادر ! کار دستش بوده کار خودش که نبوده )
یکی با وعده ازدواج سکس می کند و دل ها می شکند ! ( خوب من بازم می خوام باهات ازدواج کنم ولی اول بیا کنارم بخواب تا فکر کنم روش ! )
این یکی عکس دارد و تهدید میکند که آنها را پخش خواهد کرد ! ( گویا دخترک دیوانه بوده که از آقای مبارز دعوت کرده که از سکس و لختیش عکس بگیرد ! )
یکی دیگر داد می زند و می گوید که این دخترک جاسوس است ! ( فیلم همیشه پای یک زن در میان است ! )
و دیگران بسیاری که سازهای زیبا و فریبنده ای می زنند و مردم هم عقلشان در چشم و گوششان هست ! به قول عمو فری خودمون خاک بر سر اون مردمی بکنند که در طول تمام این سالها نفهمیدند که فرقیست بین جانی و عالم !
خوب حریم خصوصی هم برای من و هم برای شما تعریف شده است اگر افشاگری جهت آگاهی مردم هست نباید خودی و غیر خودی داشته باشد امیر فرشاد عزیز اکثرا با صداقت پیش میره و از هیچ کسی و چیزی در این راه واهمه نداره و امیدوارم که در این مقوله ها بدونیم که ما باید عدالت رو برای عموم یکی کنیم هم خودی ها و هم غیر خودی ها !
آقای قاضی اعتراضم را وارد می دانید ؟

سه‌شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۷

نگین را آزاد کنید !

نگین را آزاد کنید


خانم نگین شیخ الاسلامی فعال حقوق بشر که سوابق متعددی نیز در فعالیتهای خبری و روزنامه نگاری دارد در تاریخ ۱۳ مهرماه سال جاری در شهر تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، این فعال مدنی که سابقاً مسئولیت انجمن فرهنگی اجتماعی زنان آذرمهر کردستان را بعهده داشت از فعالان جنبش زنان محسوب میگردد که با نهادهای متعددی منجمله این مجموعه در زمینه حقوق بشر همکاری داشته است.
خانم شیخ الاسلامی در حیطه کاری خود تلاش گسترده ای را برای احقاق حقوق، برابری و ظرفیت سازی زنان منطقه کردستان در کارنامه خود دارد. خانواده ایشان و همکاران خانم شیخ الاسلامی در نگرانی و بی خبری مطلق از سرنوشت ایشان به سر می برند. شنیده ها حاکی از انتقال وی به بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوین می باشد.
ما جمعی از فعالین حقوق بشر ٬ فعالین عرصه های سیاسی ٬ کارگری ٬ اجتماعی و زنان در ایران و خارج از ایران ٬ ضمن محکوم کردن هر گونه تعلیق ، اخراج ، دستگیری و پیگرد دانشجویان و فعالین سیاسی ٬ زنان ٬ کارگری و اجتماعی ، خواهان آزادی فوری و بدون و قید و شرط نگین شیخ الاسلامی هستیم و از نگین شیخ الاسلامی تا آزادیش و بازگشتش به آغوش خانواده حمایت می کنیم .