پنجشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۷

محمد مصدق ، چه کسی راهِ تو را خواهد رفت

چه کسی راهِ تو را خواهد رفت چه کسی حرفِ تو را خواهد گفت
چه کسی خونِ تو در رگهایش موج خواهد زد و خواهد آشفت
هیچ مانندِ تو یکبارِ دگر مردی از خویش برون خواهد شد ؟
دامنِ خاک عزیزِ وطنم پاک از سرخیِ خون خواهد شد ؟
چه کسی راهِ تو را خواهد رفت چه کسی حرفِ تو را خواهد گفت

چه کسی ؟ چه کسی ؟
منیرطه





حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیونها ایرانی و نسلهای متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده‌اند تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده‌ام. من به حس و عیان میبینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقتهایی که امروز گریبان همه را گرفته، به ثمر رسیده‌است و خواهد رسید. عمر من و شما و هر کس چند صباحی، دیر و یا زود به پایان میرسد. ولی آنچه میماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است.



آری تنها گناه من وگناه بزرگ و بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کرده‌ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیمترین امپراطوریهای جهان را از این مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوفترین سازمانهای استعماری و جاسوسی بین المللی درافکنده ام و به قیمت از بین رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت و اراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردم. من طی این همه فشار و ناملایمات، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خود غافل نیستم و به خوبی میدانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتیه در سراسر خاورمیانه در صدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند.

بخشی از دفاعیات زنده یاد دکتر مصدق در جلسه سی و چهارم دادگاه نظامی

محمد مصدق (۲۹ اردیبهشت ۱۲۶۱ - ۱۴ اسفند ۱۳۴۵) دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ بود.
وی همچنین به عنوان معمار ملی شدن صنعت نفت ایران که زیر نفوذ بریتانیا (شرکت نفت ایران و انگلیس بعدها بریتیش پترولیوم بی پی) بود شناخته می‌شود
محمد مصدق رفت ، ولی یاد و خاطر او همچنان در ذهن آزادی خواهان زنده هست ، مردی که همانند کوه در برابر ناهمواری ها و سختی ها ایستاد و توانست بر روزگاری سخت تر از خود غلبه کند ، روحش شاد


هیچ نظری موجود نیست: